یه سوال از تو دارم!؟ مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه حسرت داشتن تو ،پیر شده ، عینک می زنه صورتم سرخ شده بود ،اما حالا کبود شده جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست منو می بینه یه وقت ، دوباره چشمک می زنه یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟ هنوزم کامپیوتر داره برام تک می زنه حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم مث تو کی آدمو جای عروسک می زنه ؟ دیشب از خواب پریدم خوب شد ، آخه دیدم یکی داره به ماشین تو ، هی گل میخک می زنه تو که تنها نبودی ،یکی پیشت نشسته بود بگذریم این دل من همیشه با شک می زنه اونی که بهم می گفت دوست دارم دوسم نداشت دیده بودم واسه ی دختره سوتک می زنه باورت می شه هنوز عاشقتم اون روز خوب دل هنوز واست « تولدت مبارک » می زنه تو زیاد دوسم نداشتی ، خوب مقصر نبودی کی میاد امضا زیر قول یه کودک می زنه ؟ نه که بچه ها بدن ، پاک و زلاله قلبشون ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک می زنه فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله میره آسمون ، خودش رو جای لک لک می زنه دختر همسایه مون ، نمی دونه دوس نداری داره دور قاب عکست گل و پولک می زنه نه که فکر کنی به تو نظر داره ، می کشمش مثلا داره رو زخمام گل پیچک می زنه کارش این نیس ، طفلکی شب تا سپیده می شینه گل و بوته و شکوفه روی قلک می زنه راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو می گم نمی گم گوشای رؤیام دیگه سمعک می زنه جز واسه نوار تو که توش صدای نازته به نفس هام طعم عطر سیب قندک می زنه نامه مو جواب نده ،دوسم نداشته باش ولی نذا اصلا نزنه قلبی که اندک می زنه پیش هیچ کسی نرو ، حلقه دس کسی نکن چون گناهه ، من هنوز دلم برات لک می زنه به قدر هرچه گل دیدم مرا آزار کردی تو خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو عجب دیوانه بودم که دل بستم به چشمانت و کار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو چقدر از التماسم پیش مردم آبرویم رفت چقدر این چشم ها را پیش مردم خار کردی تو شنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف شهامت مال هر کس نیست پس انکار کردی تو چقدر اشعار زیبایی برایم خواندی و گفتی وبازی با دل بیچاره ی من بسیار کردی تو شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو دلم میخواست عکست پیش من باشد نشد زیرا مرا به دادن هرچه که بود اجبار کردی تو نمی بخشم تورا او را و هرکس را که بد باشد خدایم خود تلافی میکند هر کاری کردی تو دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم تمام پنجره های مرادیوار کردی تو چه حسی داشت ؟ درد این شکست، تلخ میدانم مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود: دوستـــــــــم بـــدار..... دیروز با یه دسته گل اومده بود به دیدنم با یه نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ازم دریغ میکرد گریه کرد و گفت:دلش خیلی برام تنگ شده می خواستم اشکاش رو پاک کنم ولی نمی تونستم فقط نگاش کردم اون رفت ولی سنگ قبرم خیس خیس بود پس سعی کن امروز عاشق باشی چون فردا اشکاتم اونو بر نمیگردونه و یادت باشه ارزش عشق به دوست داشتنه نه به تمارض... یه سلام خیلی کم رنگ،یعنی هرچی غیر آشتی نمی شد اول می گفتی یه کمم دوسم نداشتی؟ حال تو،نه،نمی پرسم،مطمئنم خوبه حالت هرجا هستی خوبی وخوش ، خیلی راحته خیالت احتمال داره یه وقتا یه کمی دلت بگیره خوب برو سراغ اون کس که دلت پیشش اســــــیره شایــــــدم دوس داشتـه باشـی ، هنوزم بری تو بارون فقط این یه فرق رو کرده ، این دفه با من نه با اون می دونم کسـی رو داری واسه گفتن حرفاتــــــ بعدشم قرار و عکس و دیدن و وقت ملاقات یکی هست که جای من تو، پای صحبتش می شینی نمیدونم راه دوره یا راحت اونو می بینی زیادم فرقی نداره اصل اینه که بی وفایی نمی خوام چیزی بدونم حتی اینکه تو کجایی تو همین آخر پاییز یه شبی تا صبح نشستم دیدم این دل دیوونه دوباره کار داده دستم آیینه رو رفتم آوردم ، با تو رو به رو گذاشتم تلخه اما باورش کن ، من دیگه دوست نداشتم اولش خاطره ها رو خیلی با حوصله گشتم چون چیزی پیدا نکردم یه جوری ازت گذشتم چون تو هم مثل اونایی ، تازه اینکه اولاشه چرا اون کسی که میخوام نباید تو دنیا باشه؟ می دونم حرف و دلیلات واسه ی جواب زیاده کلی خستگی و کلی اتفاق فوق العاده اما هرچی بنویسی بدون اون جواب من نیست به حساب هرکسی خوب باشه ، به حساب من نیست مهم اینه که نمیشه عاشقی از روی اجبار باز میشی مثل بقیه قصه ی همیشه تکرار از تو کمتر گله دارم ، از خودم دارم شکایــــــت نتونس بگذره با تو از رو مرز بی نهایـــــت دوباره رفتم تو فکـر لیـــلـــی و ســـراغ مجنون هر چی زود بیاد به دستت، زود می ره از پیشت آسون تو طلوع زرد خورشید راس راسی فکرامو کردم قول دادم تو جاده ی عشق ، دیگه هرگز برنگردم اون کسی که من می خوامش یا فرشتس یا ستارس جنس بغضش از مه و از تکیه های ابر پارس توی رویاهاش همیشه من می مونم می درخشم تو که انجوری نبودی چه جوری تو رو ببخشم شایدم کاری نکردی،ساقه ی من شکنندش اینکه با سرما نسازه تقصیر خود پرندس ما قرار نبود که هرگز واسه ی هم سد بسازیم با کارا و رفتارامون خاطرات بد بسازیم پس منم واسه همیشه می رم از فکر تو بیرون توی جنگل یا که صحرا ، دیدی رفتم پیش مجنون تقصیر تو که نبوده ، من به درت نمی خوردم تو رو هم مثل بقیه ، دس سرنوشت سپــردم نشونی نمی نویسم تو همون کوچه و شهرم جوابم ازت نمیخوام چونکه دیگه با تو قهرم تو خیال کن از تو دورم ف یه جایی اون ور دنیا آخرای فصل پاییـز ، نزدیکای شب یلدا مریم حیدر زاده یــک نفـــر بیـــایــد و مـــرا محکــم دوســت بـــدارد نکنــــد ! کسی نمیداند؟؟؟ شاید شیطان عاشق حوا بود که به آدم سجده نکرد..... عشق نمی پرسه اهل کجایی! فقط میگه توی قلب من زندگی کن.... عشق نمی پرسه چرا دور هستی! فقط میگه همیشه با من هستی.... عشق نمیگه دوسم داری! فقط میگه دوستت دارم.... عشق خیلی اشتباه های دیگه میکنه! که نبـــــــــــــــــــایــــــــــد بـــــــــــــاور کنــــــــــــــــــــــــی!!! ديشب خدا اروم صدام كرد و گفت خوابي ؟ عشقت تو بغل يكي ديگست تو اروم خوابيدي ؟ لبخند زدم و گفتم خدا جونم اين همون مخلوقيه كه موقع افريدنش به خودت افرين گفتي تمام نیمکت های پارک دو نفره اند! بی خیال...... به درخت تکیه میکنم...... هیچوقت کسی نفهمید خدا هم تنهاییش رافریاد میزند قل هو الله احد خوشا به حال آن دوران که بزرگترین غم زندگیمان تمام شدن پفکمان بود..... خدا از من پرسید: میخوری یا می بری؟ و من، چه میدانستم! لذت ها را می برند وحسرت ها را میخورند..... آنگاه که خنده بر لبت میمیرد چون جمله ای دلم میگیرد دیروز به چشمان تو گفتم که برو امروز دلم بهانه ات میگیرد..... سربه هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم حال عجیبی است دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای.... تمام نیمکت های پارک دونفره اند !!! بی خیال...... به درخت تکیه میکنم..... من به جرم با وفایی این چنین تنها شدم چون ندارم همدمی بازیچه ی دلها شدم..... خدایا دیگه خسته شدم خدایا از خستگیام خسته شدم خدایا از دنیا خسته شدم خدااااااایااااااا تمومش کن....... خدایا مثل همیشه تنهام نزار خدایا شرمندم بخدا خدایا بزار راحت نفس بکشم خدایاااااااا چراااااااااااااااا من؟؟؟؟؟
بـاران ڪہ میبـارد دلـم تنـگ تـر مے شـود !
کودکی ام را دوست داشتم روزهایی که به جای دلم سر زانوهایم زخم بود.....
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
فصل پاییزی من که میرسه وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم
وجودمو برداشت که شايد منم يه روز مثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور
شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي
نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب
کرده........... بهش گفتم چه قدر دوسم داري ؟ گفت : به اندازه ي
شكوفه هاي بهاري . راست مي گفت چون ميدونست كه شكوفه هاي بهاري فقط دو روز زنده اند
. عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم
و پارو زنان سوي تو فرستادم ... وقتي به ساحل نگاه تو رسيد چشمانت را بستي و قايق
غرق شد!! چه دردی بیشتر از اینکه دردم را نمیدانی...... به چشمم خیره می مانی نگاهم را نمیخوانی..... به من گفتی چرا سنگی؟؟؟؟؟ چرا اینگونه دلتنگی؟؟؟؟؟ من از درد تو میمیرم نگو دیگر نمیدانی..... سلام دوستان عزیز ممنون که بهم سر میزنید....... میخواستم همتونا برا تولدم دعوت کنم تولد من دو روز دیگه یعن اول اسفندماهه .......
نفرینم پشت سرت نیست،برو زندگی به کامت
چیزی بین ما نمونده،همه چی دیگه تموم شد
از همون لحظه که گفتی برو دیگه نمیخوامت
اون روزا بدون اشکم نمی تونستی بمونی
حالا قلبمو نمیخوای،نمیاد دیگه به کارت
من میگفتم تو رو میخوام،من نبینمت میمیرم
گفتی پس قرارمون شد اون جا فردا سر خاکت
تو اگه بی من نسوزی باشه من بی تو میسازم
توی این دنیای بی تو،دنیای تاریک و ساکت
اما این یادت بمونه اگه من رو یادت اومد
اگه یه روز پشیمونی آخرش اومد سراغت
اگه بازم منو خواستی با تموم سادگیهام
فکر برگشتن من رو راه نده توی خیالت
من دارم میرم از اینجا،دنبالم نیا عزیزم
یه جوری میرم از اینجا،که نیام حتی تو خوابت
دیگه پیشت نمیمونم گرچه سخته بی تو بودن
دل من تنگ میشه حتی،واسه قلب بی مرامت
همه گفتن ساده هستم که شدم بازیچه ی تو
اما من میگم عزیزم، عمر حیف من حلالت
تو بهم بدی نکردی،یاد دادی چه جوری باشم
نفرینت نمیکنم،تا این بشه به همه ثابت
![]()
بمونم یا که برم!؟
دل میخواد تا بدونه
چی جوابش رو بدم؟............

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
و بــه هیــچ دلیلــی بـــرای ایــن کـــارش فکـــر
لطـــفـــا"
![]()

![]()

![]()

![]()
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
![]()

![]()
راه مے افـتم ، بـدون ِ چـتـر . . .
مـن بــغـض مے ڪنـم ،
آسـمـان گـریـہ ....
![]()

![]()
برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...
حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...!
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...
و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام!
![]()
فصل اندوه سفر سرمیرسه
تو سکوت خسته
باور من
سایه ام فکر جدایی میکنه
شاخه سرد وجودم نمیخواد
رگ بیداری لحضه
هام باشه
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من
گریه میخواد
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم
من گریه میخواد 
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








